تا به حال این همه نترسیده بودم.....
دیشب خواب بودی که اتفاقی افتاد ومن.....
تا به حال این همه نترسیده بودم.
این همه ...
دیگه روی تخت نمی خوابم با تو.
آخه پرت شدی پایین .بدجوری هم پرت شدی. پایین تخت همیشه برات پتو میزاشتم. اما چند وقتی جمعشون کردم .آخه دیگه خیلی تو خواب قل نمی خوردی .اما دیشب نفهمیدم چی شد.فقط یدفعه پریدم وتا چند دقیقه می لرزیدم. خدارو شکر که به خیر گذشت وچیزی نشد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




تا به حال این همه نترسیده بودم.....
