بعدازیکسال
بعداز یکسال که از نوشتن دوربودم دوباره برایت مینویسم
، شاید به خاطر این که بیشتر وقتم صرف حفظ قرآن شد تا کارهای متفرقه،یاشبکه های مجازی که جای خودرا به کامپیوتردادند ازتوشتن دورشدم
.البته توهم بازیگوش تر شدی، از پوشک گرفتن خیلی من را درگیر کرد.
وحال که نی نی بعدی در دلم است باید برای او هم بنویسم.
خداروشکر.
شیرین حرف میزنی. مامان جون بهت میگه خانم منشی.
ازبس قشنگ تلفن جواب میدی
از وقتی خواهریا داداشت تو دلم جاخوش کرده اتفاقات سختی افتاده بیماری خاله فهیمه، جداشدن دایی علی و بارداری سختی که داره روبه آرامش میره.....
قشنگ شعر میخونی.....
این روزها دلم ازدست دولت روحانی خیلی پره.
بابایی خیلی شاکی.میگه مدارس میزونیمکت ندارند آقایون برای مدارس غیرانتفاعی خودشون اموال دولتی رو میبرند بدون اینکه به من بگویند.
ریس میره تفریح 500 تومن پول گوسفند میده ازبیت المال. پارتی بازی که بیداد میکنه فامیلشون روبزوردارندتومدارس قالب میکنند.
نمی دچرابعد از یکسال خاطرات تو به اینجا رسید؟
میگم وقتی تویه اداره کوچیک این جوری بی عدالتیه وای به حال وزارتخونه ها
دار




بعدازیکسال
